یکشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۶

زمین گذاشتن باری که سالهاست داری حملش میکنی سخت تر از حمل اون باره...خیلی سختتر

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۸۶

گیجی..منگی..تغییر..تغییر..تغییر.......یه نگاه! تنها یه نگاه کفایت میکنه...میبینی؟؟ آره داری میبینی..هم چیز در حال گذره!تو...من...زندگی همه افکار.. چه پوسیده و چه روشنفکرانه...چه متحجرانه و حتی عقب افتاده!!داره میره داره عوض میشه به بهتر یا بدتر شدنش کاری ندارم! میبینی؟؟ از این نگاهها گریزی نیست..به کجا میرسیم؟؟ به کجا قراره برسیم!همه چیز داره میره داره میره!!هی هی میتونی جلوشو بگیری؟؟ نمی دونم باید بخوای..با توآم آره خود تو...این رفتن این عوض شدن یه عمره داره اتفاق میفته...مهم اینه که......نه چیز مهمی وجود نداره! بهتره بخوابی و تو سکوت به آرامش برسی...اونم البته قول نمیدم